![]() |
![]() |
|
| این است سرگذشت یهود ... |
|
( قدمت یهودیان گ قسمت ۱۲ ٬ فصل ۲ ٬ بند ٬ ۵ ) وی در حدود سال ۲۷۰ پیش از میلاد در گذشته است. (( یوسفوس )) از یک کاهن اعظم دیگر نیز به نام (( شیمعون )) که نواده (( شیمعون )) نامبرده بوده است یاد میکند٬ ( ماخذ فوث ٬ قسمت ۱۲ ٬ فصل ۴ ٬ بند ۱۰ )٬ که در حدود سال ۱۹۹ پیش از میلاد فوت کرده است و برخی این هر دو شیمعون را یک تن میدانند٬ این است که (( یوسفوس )) جد را با (( شیمعون )) آخرین بازمانده از اعضای مجمع کبیر یکی می دانند٬ این است که (( یوسفوس )) وی را نیز (( دادگر )) خوانده است ولی حقیقت تاریخ علیه این نظر است. زیرا اگر مجمع کبیر در سال ۲۷۰ پیش از میلاد تعطیل شده باشد٬ نظر مزبور یک اشکال تاریخی ایجاد میکند (( میشنای آووت )) به ما اطلاع می دهد که (( آنتیگونوس )) اهل سوخو شاگرد (( شیمعون )) دادگر بوده است٬ و (( یوسه بن یوعزر )) و (( یوسه بن یوحانان )). تورات را از ایشان فرا گرفتند)) ( میشنا اووت ۱: ۴ ) لیکن این دانشمندان در حدود سال ۱۶۰ پیش از میلاد درگذشته اند. و اگر مفهوم مطلب فوق آن باشد که هر دو نفر ایشان شاگردان (( شیمعون )) و (( آنتیگونوس )) بوده اند٬ یا باید قبول کنیم که زندگی این دو تن بیسار دارز مدت بوده است و یا اینکه برای پر کردن این فاصله از زمان میتوان با توجه به این قسمت از خبر که میگوید (( تورات را از ایشان فرا گرفتند )) اشاره به یک سلسله از دانشمندان شده است که نام ایشان را ثبت نکرده اند.
به هر حال چنین به نظر می رسد که (( مجمع کبیر )) در اواسط قرن سوم قبل از میلاد و یا در پایان آن قرن دیگر وجود نداشته است و جایگزین (( مجمع کبیر ))٬ سازمان دیگری به نام (( سنهدرین )) شد که وظیفه اداره امور جامعه را در کشور (( یهودا )) به دست گرفت. در نامه ای که (( آنتیوخوس )) سوم به (( بطلمیوس )) نوشته و (( یوسفوس )) رونوشت آن را در دست داشته است٬ این مجمع به نام (( سنا )) خوانده شده است. ( قدمت یهودیان٬ قسمت داوزدهم٬ فصل ۳ ٬ بند ۳ ). روایت یهود حاکی از آن است که در آن زمان پنج (( زوگوت )) یا ( جفت دانشمندان به توالی ) وجود داشته اند که آخرین ایشان هیلل و شمای بودند که در حدود سال ۱۰ بعد از میلاد وفات یافتند از هر زوج یک نفر به نام (( ناسی )) یا رئیس و سرور خوانده می شد٬ و دیگری عنوان (( آوبیت دین )) یا رئیس محکمه شرع نام داشت و نایب و معاون (( ناسی )) محسوب میشد ( میشناحگیگا ۲: ۲ ). تحقیقات تاریخی معاصر به نتیجه دیگری رسیده است. (( سنهدرین )) عبارت از مجمعی از کاهنان و مردم عادی بوده است که ریاست آن را (( کاهن اعظم )) به عهده داشت و در طی مباحثاتی که در جلسات آن انجام میگرفت٬ اختلافاتی ایجاد شد که منجر به تشکیل دو دسته مجزا گردید. کاهنان٬ طرفدار سیاستی مبنی بر سازش با افکار و عقاید یونانی و پیروی از آن٬ حتی به بهای خیانت نسبت به تورات بودند و در مقابل ایشان٬ مردم عادی که همان وارثان مستقیم (( عزرا )) و (( سوفریم (( بودند صف آرائی کردند. و ایشان خواهان پیروی کامل و صمیمانه از احکام تورات بودند. رهبران دسته اخیر٬ دانشمندانی بودند که به نام (( زوگوت )) یا (( زوجها )) معروف شده اند. کشمکش ما بین این دو دسته طی جنگهای (( مکابیان )) با یونانیان متوقف گشت٬ ولی در زمان سلطنت (( یوحانان هورقانوس )) ( ۱۰۵- ۱۳۵ پیش از میلاد ) بار دیگر نمودار شد و به تدریج گسترش یافت٬ تا آنکه دو فرقه به نام ( صادوقیان )) و (( فریسیان )) پدید آمدند. در میان نکات مورد اختلاف که سبب تفرقه بن این دو گروه شد٬ نکته ای بود که در توسعه یهودیت دارای اهمیت بسیار است. (( یوسفوس )) بدان نکته چنین اشاره میکند: (( فریسیان آئین های بسیاری را که در طی نسلها از پدران خود به ارث برده اند٬ و در کتاب تورات موسی به ظاهر ذکری از آنها نشده است به مردم تعلیم می دهند. ولی (( صادوقیان )) آن را رد میکنند و می گویند: ما باید به آن سلسله از آئین ها احترام گذاریم و آنها را واجب الاجرا بدانیم که در تورات مکتوب وجود دارد٬ و نباید آنچه را که از روایتها و سنتهای اجدادی ما سرچشمه گرفته است رعایت کنیم. و به خاطر این نکات٬ ستیه های بسیار و اختلافات فاحش میان ایشان به وجود آمده است )) ( قدمت یهودیان٬ قسمت ۱۳ ٬ فصل ۱۰ ٬ بند ۶ ). این مباحثات که درباره تورات منقول صورت می گرفت سبب شد که مدافعان آن مطالعات بیشتر و عمیق تری در متن کتاب مقدس بکنند. ایشان تصمیم گرفتند ثابت کنند که تورات منقول بخش لاینفکی از تورات مکتوب است٬ و هر دو تار و پود یک نسج هستند. علاوه بر آن ایشان شیوه های مخصوصی برای تفسیر مطالب تورات و استنتاج از آن به کار می بردند تا بدان وسیله ودل سازند که روایتها و سنتهائی که (( صادوقیان )) آن را رد میکنند٬ جزو (( اسفارپنجگانه )) و در آن مستتر است. بدین ترتیب٬ کشف اسرار مکنون تورات وارد مرحله تازه ای شد٬ و به طور مستقیم سبب (( پیدایش تلمود )) گردید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط צורך כור |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای دختر صهیون ترنم نما.
حداوند میفرماید: من پادشاه برگزیده خود را در صهیون کوه مقدس خود بر تخت نشانده ام. ( مزمور داود 2: 6 ) سوره 17: الإسراء وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾ و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است (81) سوره 2: البقرة يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿47﴾ اى فرزندان اسرائيل از نعمتهايم كه بر شما ارزانى داشتم و [از] اينكه من شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد (47) سوره 45: الجاثية وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿16﴾ و به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم و از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم و آنان را بر مردم روزگار برترى داديم (16) سوره 26: الشعراء كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿59﴾ [اراده ما] چنين بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم (59) سوره 17: الإسراء وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104﴾ و پس از او ( موسی ) به فرزندان اسرائيل گفتيم در اين سرزمين ( سرزمین موعود ) ساكن شويد پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور مىكنيم (104) سوره 2: البقرة يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿122﴾ اى فرزندان اسرائيل نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم و اينكه شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد (122) |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن کلیمیان تهران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
پاسارگارد تلمود تورا ی کنیسای پل چوبی ژنرال شکست خورده |
|
RSS
|