الهه عزیزم
باور نمی کنی که دیروز من و خانواده ام بیش از یک کیلو شیشلیک و کباب خوردیم، و بهانه آن هم سالروز استقلال اسرائیل بود. حتما ابرو در هم می کشی که جشن استقلال را با کباب خوردن چه ارتباط ! راست می گوئی، ولی اسرائیلیان دوست دارند در هر فرصت و به هر بهانه، به دامان دشت و صحرا بروند و بساط منقل و ذغال گداخته را برقرار سازند- نه آن که خدای ناکرده قصد به راه انداختن وافور و تریاک داشته باشند، بلکه به این هدف که بساط کباب و جیگر و چیزهای خوشمزه دیکر را بچینند. جایت خالی، در باغ ها و پارک ها و جنگل های طبیعی و مصنوعی اسرائیل در روز گذشته (چهارشنبه جشن استقلال) چه دودی به هوا بلند شده بود و چه بوی کبابی به مشام می رسید و اشتها را تحریک می کرد.
الهه جان، باید اعتراف کنم که مردم اسرائیل انسان های شکموئی هستند. البته آدم های خیلی چاق در اسرائیل، به سبک آمریکا نداریم، ولی آن ها خوردن را خیلی دوست دارند و در سال های اولی که من به اسرائیل آمده بودم، از دیدن مردان و زنانی که در خیابان ساندویچ شوارما (کباب ترکی) و حمص (سالاد خوشمزه ارده و نخود – ابرو در هم نکش، بسیار خوشمزه است) نیش می کشند و در حال گذرند، شاخ درآورده بودم! آخر کی ما در ایران توی خیابان و در حال حرکت غذا می خوردیم؟
روز استقلال ، فرصتی برای مردم اسرائیل بود که به دامان دشت و صحرا روان شوند و در آغوش طبیعت به استراحت و تفریح بپردازند و روزی را به خوشی و شادی سپری کنند. در آمار گفته شده که مردم اسرائیل روز گذشته چند هزار کیلو گوشت کبابی مصرف کرده اند – نوش جانشان! من که باید برای حفظ اندام موزون و جلوگیری از چاقی، مواظب خوردن خود باشم!
ولی الهه عزیزم، این نامه را برایت از آن جهت نمی نویسم که از پرخوری اهالی اسرائیل شکایت کرده باشم، بلکه می خواهم از مردمی بودن جشن های استقلال اسرائیل برایت بگویم.
ولی پیش از آن، یک شکایت و گله دیگر: شب عید بچه های خانه همسایه از بس سر و صدا کردند، نتوانستیم تا ساعات سپیده دم چشم به روی هم بگذاریم.
شب عید استقلال فرصتی است که دختران و پسران جوان دور هم گرد می آیند، یکی گیتار می زند و شاید دیگری هم آکوردئون می نوازد و همه با هم ترانه های میهنی یا عاشقانه می خوانند.
گله من به کنار، دلم حال آمد که چطور دختر و پسر کنار هم می نشینند و با معصومیتی شگفت آور آواز می خوانند وخوش می گذرانند. نه مشروب می خورند که مست کنند و نه خدای ناکرده بساط دود برقرار است.
شب استقلال بسیاری از مردم پارتی گرفته بودند و شادی می کردند و با دوستان و میهمانان خود خوش بودند. اسرائیل استقلال خود را آسان به دست نیاورده است. شصت و دو سال پیش اعراب با زیرپا گذاشتن قطعنامه سازمان ملل، به سرزمین ما حمله کردند و قصد داشتند مردم آن را بکشند و یا از این کشور اخراج کنند. ولی اسرائیلیان تقریبا با دست خالی مبارزه کردند و ایثار و فداکاری نشان دادند و اعراب شکست خوردند.
الهه جان، خیال ندارم از امور سیاسی با تو سخن بگویم. ولی یک لحظه فکر کن که اگر اعراب نیز تصمیم سازمان ملل را می پذیرفتند و آن را پاره نمی کردند (همان طور که صدام حسین پیمان ایران و عراق بر سر اروند رود را پاره کرد)، امروز آن ها هم می توانستند در کنار اسرائیل کشور مستقل خویش را داشته باشند. ولی آن ها قصد نابودی اسرائیل را داشتند و در جنگ شکست خوردند و آن چه را نیز که به آنها اختصاص داده شده بود، در جنگ باختند.
باری به هر جهت، صحبت از جشن های استقلال اسرائیل بود. حتما انتظار رژه نظامی داشتی که تانک و توپ و موشک ها را ردیف کنند و در خیابان ها رژه بروند و سربازان صف بکشند و به "رهبر" سلام نظامی بدهند. خیر! در اسرائیل از این جریانات خبری نیست. اسرائیل یکی از معدود کشورهای جهان است که رژه نظامی ندارد و قدرت خود را به رخ دیگران نمی کشد. کاملا برعکس، جشن استقلال جنبه مردمی و همگانی و حتی فرهنگی و علمی و تفریحی و ورزشی دارد.
در روز استقلال شماری از قرارگاه های نظامی کشور درهای خود را به روی همگان گشوده بودند و خانواده ها می توانستند با فرزندان خود به آنجا بروند و هواپیماها و تانک ها و دیگر تجهیزات سنگین نظامی را به چشم خود ببینند و آن را لمس کنند و حتی عکس یادگاری بگیرند. ولی هم زمان، موزه های کشور نیز از جمعیت موج می زد، زیرا برای نوجوانان و خانواده ها این فرصتی بود که به یک تفریح علمی و فرهنگی بپردازند.
از جمله برنامه های زیبای استقلال، برگزاری تئاتر خیابانی بود که با عنوان "موزه زنده" برگزار شد: هنرپیشگانی که لباس های دوران پیش از استقلال و یا پس از آن را پوشیده بودند، دوران گذشته کشور را بازسازی کردند و به بیان تاریخ آن دوران به زبان امروزی و به صورت تناترال پرداختند که برای کودکان و نوجوانان نیز آموزنده بود و برای بزرگسالان جنبه تفریحی سالم داشت.
شب استقلال با جشن هائی که در کنار آرامگاه بنیان گذار اندیشه نوزائی کشور باستانی اسرائیل برگزار شد آغاز گردید. جایت خالی، از سرمای شب های اورشلیم لرزیدیم، ولی از دیدن این نمایش هنری زیبا لذت بردیم. این جشن با برافروختن مشعل های دوازده گانه که سمبل دوازده قبیله یهود در دوران باستان است آغاز شد. نوجوانان دختر و پسر، در کنار سربازان پرچمدار و خوانندگان محبوب کشور در این آئین برنامه اجرا کردند.
روز استقلال نیز مسابقه بین المللی آگاهی از تورات و همچنین مسابقه های ورزشی و علمی برقرار بود.
یکی از معدود جلوه های نظامی جشن استقلال، رژه شماری از هواپیماها برفراز کشور بود. خنده ام گرفت وقتی عکس هائی دیدم که در پلاژهای زیبای تل آویو و جاهای دیگر، زن و مرد مایو پوشیده سر به آسمان کرده و مانور هوایپماها را تماشا می کردند.
ولی آئین های جشن با تقسیم جوائز ملی سالیانه اسرائیل به پایان رسید که در آن هر سال به افرادی که کشفیات علمی کرده اند و یا در رشته موسیقی و هنر و امور اجتماعی و غیره خدمات ارزنده ای انجام داده اند نشان افتخار اعطا می گردد.
یک نکته دیگر هم برایم جالب بود که می خواهم به اطلاعت برسانم: در یک سال اخیر بیش از چهار میلیون اسرائیلی به خارج از کشور سفر کرده اند. با توجه به این که جمعیت اسرائیل کمی بیش از هفت میلیون نفر است، مفهوم این آمار آن است که در سال گذشته از هر دو نفر اسرائیلی، به طور میانگین دست کم یک نفر سفر خارج از کشور داشته است. توجه می کنی الهه عزیز، اسرائیلیان نه تنها دوست دارند در داخل کشور به دیدن جاذبه های گردشگری بروند، بلکه سفر به خارج و سیاحت در جهان نیز یکی از تفریحات اصلی آنان است.

یار دبستانی تو
ژیلا رشید - رعنانا