![]() |
![]() |
|
| این است سرگذشت یهود ... |
|
سرلشگر عطا الله صالحی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی، ادعا کرد که حکومت ایران قادر است در عرض فقط 11 روز کشور اسرائیل را از عرصۀ جهان محو سازد!!
این جناب سرلشگر، که یادآور داستان معروف دُن کیشوت است که با اسب و شمشیر چوبی به جنگ آسیاب های بادی میرفت(!)، نگفت منظورش کدام اسرائیل است؟! آیا آن اسرائیل که در سال 1967 در عرض شش روز پوزه عبدالناصر رهبر یاوه گوی مصر را بخاک مالید و ارتش خود را به 100 کیلومتری قاهره پایتخت ابرقدرت عرب رساند، یا اسرائیلی که در سال 1973 تا 60 کیلومتری دمشق پیش رفت! و یا می پندارد اسرائیل امروز محله عودلاجان است که یک آخوند فتنه گر میتوانست در آنجا خون به راه اندازد و همدستان دزد و غارتگرش یهودیان بیدفاع و درمانده را غارت کنند و جل و پلاس و دیک و سه پایه شان را به غارت ببرند؟ یادش بخیر حجت الاسلام مسیح مهاجری که گفت: احمدی نژاد دروغگوترین رئیس جمهور ایران است! و هدفش این بود که همه رؤسای جمهوری این کشور نگون بخت دروغگو و شارلاتانند، اما احمدی نژاد از همه آنها دروغگوتر و شارلاتان تر و متقلب تر است و بدیهی است که چنین رئیس جمهوری به همکاران یاوه گو و دهن پاره ای مانند سرلشگر عبدالله صالحی نیز احتیاج دارد، چه به قول هموطنان آذری ما «بیلَه دیگ بیله چغندر» (چنین دیگی، همچه چغندری لازم دارد)! شگفت آنجاست که این سرلشگر ، که اگر واقعاً چنین درجه ای هم داشته باشد یقیناً آنرا به دستور مقامی از دفتر ریاست جمهوری یا به فتوای آخوندی از قم یا تهران گرفته است، از اوضاع منطقه و چگونگی قدرتهای نظامی و سیاسی کشورهای دور و بر خود کوچکترین آگاهی ندارد. او که اینگونه برای رژیم ولایت فقیه پستان به تنور می چسباند، نه تنها تحقیق نکرده، بلکه در روزنامه ها هم نخوانده است که اگر حکومت احمدی نژاد آسمان را به زمین میدوزد و همه پیغمبران و بزرگان دین را به شفاعت می طلبد و سر قرقرۀ حکومت خود را به آسمانها و آستانۀ مبارک «الله» گره می زند تا شاید یک بمب اتمی بدست بیاورد و هرگز هم به آن توفیق نخواهد یافت، ولی تعداد بمب های اتمی و ئیدروژنی انبار شده در مخازن اتمی اسرائیل را خود سران حکومت ایران تا دویست بمب گمانه زنی کرده اند!! اما آنچه در این میان برای اسرائیل و سایر کشورهای متمدن مطرح است توان نظامی ایران نیست، بلکه سرنوشت ملت ایران است که در پنجۀ این دولت فتنه به پا کن اسلامی و رهبران ماجراجو و بی اطلاع و بیرحم و آدمکش آن گرفتار آمده است. یادش بخیر و بازویش قوی باد، این آقای شیمعون پرس، پیر دیر سیاست که بیش از 60 سال است در آسمان سیاست جهان درخشیده و همواره با عزت و احترام همراه بوده است، هفته پیش در همایش 6500 نفری شخصیت های امریکائی طرفدار اسرائیل (ایپاک) گفت: «از نظر تاریخی، همواره سخن از جدائی دین از حکومت در میان بوده است. ولی امروز، مبارزه اصلی، جدائی دین از ترور مطرح است». آیا بهتر از این میتوان چالش امروز انسانها را برای ایجاد زندگی آرام تر و مطمئن تر بیان کرد؟ رئیس جمهوری اسرائیل در این سخنرانی تاریخی خود گفت: «ملت ایران را ارج می نهیم و برای فرهنگ آن احترام قائلیم؛ ایران در طول تاریخ همیشه کوشیده است فرهنگ انسانی را غنی تر سازد، ولی شوربختانه رهبران کنونی ایران همه توان خود را به کار می گیرند تا اورانیوم را غنی کنند!» بدیهی است ترّهات خارج شده از دهان بدبوی احمدی نژاد و بلوف های «چاله خرکُشی» ژنرالهای قلابی و سرداران میدان های تره بار فروشی، نه کسی را می ترساند و نه اثری بیشتر از «جوک»های شب زنده داران باده نوش به جای می گذارد! و همانگونه که ذکر شد تنها مسئله ای که در میان است و فکر همه انسانهای واقعی و آگاه را به خود معطوف می دارد، سرنوشت مردم بی گناه و فرهیختۀ ایران است. رهبران کنونی جمهوری اسلامی، نه ایرانی اند و نه علاقمند به مردم ایران؛ تنها موضوعی که آن ها بدان توجه دارند، ادامۀ حکومت و دوام تاخت و تاز و چپاول و غارتشان است! جمهوری اسلامی فقط از یک رویه و یک قانون متابعت می کند و آن عبارت است از «کشتن انسانها» به خاطر مخالفتشان با رژیم به هر عنوان و زیر هر پوششی که باشد و دوم تاراج سرمایه های ملی از هر کجا که میسر گردد و به هر مبلغ که مقدور باشد. این ها قوانین ازلی و ابدی رژیم جمهوری اسلامی است و لاغیر و ما آن را ، چه در جنگ عراق، چه در سال 1967، چه در قلع و قمع دانشجویان و چه در مورد کارگران و معلمان، و چه در بارۀ زنان و دختران و پسران جوان به بهانۀ دروغین «امر به معروف و نهی از منکر» دیده ایم و لمس کرده ایم. حلق آویز کردن دختر جوان و هنرمندی بنام «دلارا دارابی» دل همۀ آخوندهای حسرت بدل و «آبجی خدیجه»های کریه المنظر و ترشیده و حسود را خنک میکند! و فوارۀ خونی که از سر و گردن زنان و مردان چال شده در گودال های سنگسار ، شهوت بیماران روانی و جنسی و همچنین حاکمان دین و دولت را در سرزمین غارت شدۀ ایران فرو می نشاند! آخوندهای منبری که امروز به صدارت و وزارت و ولایت، با سرمایه های میلیاردی رسیده اند هنوز حسرت آن زمان بدبختی را به یاد دارند و از این که یهودیان، امروز حکومتی و کشوری و کرّ و فرّی دارند سخت ناراحت هستند و جز نفرین کردن و به صلابه کشیدن هموطنانشان و سینه زدن و جر دادن خود برای چهار تا تروریست و آدمکش فلسطینی و تریاک فروش و حشیشی لبنانی کاری از دستشان بر نمی آید. حجت الاسلام والمسلمین مهدی کرّوبی، که روزی رئیس مجلس شورای اسلامی بود و امروز داوطلب جانشینی احمدی نژاد و ریاست جمهوری ولایت فقیه است، چند روز پیش گفت: «فلسطینی ها به احمدی نژاد گفته اند، این نوع کمکهای شما به زیان فلسطینی ها تمام می شود و ما را از داشتن یک کشور مستقل محروم می سازد!» این امر داستانی را به خاطرم آورد که کاملاً با مسئله فلسطینی ها و دلسوزی های خاله خرسۀ احمدی نژاد تطبیق میکند و داستان آنست که وقتی در دبستان و سال های اول دبیرستان تحصیل می کردم ،«پیش آهنگی» یکی از وظائف محصلین بود: با لباس مخصوص، کلاه مخصوص، شال گردن و رژه های مخصوص، که هنوز به یادم مانده و خیلی هم لذت بخش بود. یکی از شعارهای پیش آهنگی این بود «روزی یک کار نیک کن» و غالباً معلم پیش آهنگی می پرسید: امروز چکار نیکی انجام داده ای؟ و پیش آهنگ کارخوبی را که کرده بود تعریف می کرد - یا از خودش چیزی جعل میکرد. مثلاً: برای مادربزرگم شیر خریدم – پدربزرگم را به منزل دوستش یا مطب دکتر بردم و امثال اینها. یک روز در پاسخ این سئوال که "امروز چه کار نیکی کرده ای؟" محصلی میگوید: «پیرمردی را با زحمت زیاد از این پیاده رو به پیاده رو مقابل بردم» و معلم میپرسد: «چرا این کار این قدر زحمت داشت؟» و محصل میگوید: «آخر، پیرمرد نمی خواست به آن طرف خیابان برود و من او را به زور بردم»!! و حالا همین داستان در مورد فلسطینی ها صدق میکند: غالب آنها می خواهند با همسایگان اسرائیلی شان در صلح و آرامش زندگی کنند، از جنگ و ترور و آدمکشی خسته شده اند، می خواهند خانه و زندگی و کار و عائله داشته باشند، نه بکشند و نه کشته شوند.. ولی این جمهوری اسلامیست که دائماً روایت و حدیث به کلّه شان فرو میکند و اصرار دارد که یا بکشند یا کشته شوند؛ برایشان حزب الله درست می کنند، حماس می تراشند و به سرشان می زنند تا راحت و آسایش را از آنان بگیرند؛ ولی تا به امروز نه یک نفر از فلسطینی های سنی، شیعه شده، نه فردی از آنان احمدی نژاد را سرور خود دانسته و نه آماده انقلاب اسلامی گردیده است! و به کوری چشم همه دشمنان صلح، و جنگ طلبان و نفاق اندازان، باید بگویم که آقای شیمعون پرس، که تا چندی پیش مخالف سیاسی و حتی رقیب انتخاباتی آقای بنیامین نتنیاهو بود، در همایش "ایپاک" گفت: «آقای نتنیاهو میخواهد "تاریخ ساز" باشد و برای رسیدن به این هدف باید "صلح ساز" باشد» و با این جمله، صلح طلبی های نتنیاهو را بیان کرد. و هم زمان، آقای نتنیاهو نیز در پیامی که برای همایش "ایپاک" به وسیله ویدئو فرستاد، اعلام داشت که اسرائیل حاضر است از همین امروز مذاکرات صلح با فلسطینی ها را از سر بگیرد و گوشه دیگری از این گردهم آئی که نمونه ای آشکار از دموکراسی این کشور جوان را به نمایش میگذارد، حضور بانو "تسیپی لیونی" سیاستمدار برجسته اسرائیل است که در سراسر جهان متمدن از مقام و منزلتی به سزا برخوردار است. وی در حال حاضر در رأس اپوزیسیون کشور خود قرار دارد و نقش اول مخالفت با دولت آقای نتنیاهو را ایفاء میکند. با وجود این بانو تسیپی لیونی، که در همایش "ایپاک" شرکت کرده بود، ذرّه ای از ابراز احترام نسبت به نخست وزیر کشور خود فروگزار نکرد و تأکید نمود که در سیاست های زیربنائی و به ویژه در مورد مسئله ایران هیچ اختلاف دیدگاهی بین گروه ها و احزاب اسرائیل وجود ندارد، و در این مورد همه یکسان و متفق العقیده اند. و حالا «حاج آقا سرلشگر عبدالله صالحی» می خواهد در مدت یازده روز اسرائیل را از میان بردارد و جمعیت آن را از یهودی و مسیحی و عرب و سنی و شیعه و بهائی -- که همه از شهروندان اسرائیل اند -- بکشد و نابود سازد! زهی بی خردی، یاوه گوئی و ندانم کاری! تردیدی نیست که این حاج آقا می خواهد پایش را به جای پای اربابش حاج آقا محمود بگذارد و آن چندر غازی را که در ته کیسه دولت اسلامی باقیمانده، او «آخوند خور» کند و بارش را ببندد! مگر نگفته اند که در شهر کورها، آدم باید با دست هم شده جلو چشمانش را بگیرد؟! و... آمده است که هندوئی نفت اندازی همی کرد، رهگذری گفت: آنرا که خانه نئین است (ساخته شده از نی) بازی نه این است! و --- «ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد «تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار؟!» نوشتۀ: منوچهر امیدوار – نیویورکبرگرفته از هفته نامه: پیـــام |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط צורך כור |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای دختر صهیون ترنم نما.
حداوند میفرماید: من پادشاه برگزیده خود را در صهیون کوه مقدس خود بر تخت نشانده ام. ( مزمور داود 2: 6 ) سوره 17: الإسراء وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾ و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است (81) سوره 2: البقرة يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿47﴾ اى فرزندان اسرائيل از نعمتهايم كه بر شما ارزانى داشتم و [از] اينكه من شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد (47) سوره 45: الجاثية وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿16﴾ و به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم و از چيزهاى پاكيزه روزيشان كرديم و آنان را بر مردم روزگار برترى داديم (16) سوره 26: الشعراء كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿59﴾ [اراده ما] چنين بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم (59) سوره 17: الإسراء وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104﴾ و پس از او ( موسی ) به فرزندان اسرائيل گفتيم در اين سرزمين ( سرزمین موعود ) ساكن شويد پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور مىكنيم (104) سوره 2: البقرة يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿122﴾ اى فرزندان اسرائيل نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم و اينكه شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد (122) |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن کلیمیان تهران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
پاسارگارد تلمود تورا ی کنیسای پل چوبی ژنرال شکست خورده |
|
RSS
|